تبليغاتX
شرایط مرزی
۱. دیروز با یه مهندس جدید آشنا شدم :))))

ایشون بسیار بسیار کار درست هستند و امیدوار هستیم در حل مسایل الکترومغناطیسی، کمک بسیار زیادی به ما ارایه نمایید.

۲. امروز هم برای اولین بار یک واقعه بسیار مبارک اتفاق افتاد

به سلامتی حاج موری


نمی دونم چرا این قدر عشق نوشتن مطالب سر و ته بسته شدم. :)

احتمالا به خاطر نوشتن کدهای آرایه واسه آنتن IFF باشه

در هر صورت محاسبات آرایه تموم شد :)

 

نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 20:19 | لینک ثابت |
چرا جواب مقاله من نمی آددددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باز دیوانه شدم ای حبیب

باز سودایی شدم ای حبیب

 

این هم واسه اینکه همچنان بساط  شعر ما به راه باشه

غیر آن زنجیر زلف دلبرم

گر دو صد زنجیر آری بگسلم

 

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 11:40 | لینک ثابت |
خدایا

چاکرتیم

خیلی حال دادی

الان دوباره مثل قبل احساس مفید بودن می کنم

صبح ها خدمت سربازی  phase array

عصرها IFF Antenna

شبها تصحیح کوییز و تکلیف و ...

وقت خالیم به چند دقیقه رسیده و شده تاکسی و مترو

خدایا

چاکرتیم

حالا ببین واست چه می کنم :)))))))))))))

فقط اگر این Electronic Letters هم جواب بده دیگه همه چی حله

ای خدا قبول کنن مقاله من رو :)))))))))))))

 

 

نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 20:10 | لینک ثابت |

گوشی و سیم رو کلن از دست دادم

دوستان عزیز شماره تون رو واسم بفرستین

 

نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:47 | لینک ثابت |
خدایا

دمار از من برآوردی نمی گویی برآوردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اوست کریم مهربون، کجایی حاجی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نیستی:((((( تو که هستی :))))))

تو که من به بودنت و خوب بودنت یقین دارم

و فقط هم از همه چیزهایی که از اول تاریخ به ارث بردم، فقط همین یک جمله رو ۱۰۰٪ با تمام وجودم قبول دارم که هستی

ولی نمی دونم که یه وقتایی احساس می کنم نیستی:((((((((( یعنی پیش من نیستی :(((((((((( یعنی با من نیستی:(((((((((( یعنی همراه من نیستی :((((((((( نه که کلن نیستی که من خوب می دونم هستی

خدایا باز هم امروز هم مثل هر روز دیگه تموم شد و رفت

امروز هم...

جناب آقای اوستا کریم مهربون، خواهش دارم اندکی یه کوچولو هم با من باش

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، بود آیا که گوشه چشمی به ما کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی، باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند:))))))))))))))))

معشوق چون نقاب ز رخ بر نمی کشد، هرکس حکایتی به تصور چرا کنند!!!!!!!!!!!!!

 

آخه خدایا

آخه خدایا

آخه خدایا

 

مدتي  هست  كه  حيرانم  و   تدبيري نيست             عاشق بي‌سر و سامانم و تدبيري  نيست

از  غمت سر به  گريبانم  و   تدبيري نيست             خون دل رفته به  دامانم و تدبيري نيست

از  جفاي تو  بدينسانم   و     تدبيري نيست              چه توان كرد پشيمانم  و  تدبيري نيست

                                      شرح  ماندگي   خود  به  كه  تقـرير  كنم

                               عاجزم! چاره ی  من چـــيست  چــه  تدبـير    كنم

 

خدایا اورژانسی به دادم برس

باشه؟

می دونی که من

 

لطف بسيار طمــــع دارم و كــم مي‌بينم

هستم آزرده و بسـيــــار ستـــم مـي‌بينم

 

رفیق قدیمی شرمنده بابت حرفایی که اینجا می نویسم واست

خرده بر حرف درشـــــت مــــن آزرده مگير

حرف آزرده درشتانه بــــود، خـــــرده مگير

 در هر صورت خودت گفتی من و تو نداریم، پس ببینم خودت با خودت چه می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط حاج موری در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 22:44 | لینک ثابت |
همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به درد/همراه شو عزیز
هم...را شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود

 

بازهم صدای استاد و استاد

این تصنیف رو استاد بعد از ۳۰ سال دوباره بازخونی کرده

راستی آهنگ این تصنیف رو استاد مشکاتیان ساخته

جالبه که شعرش هم سروده خود مشکاتیانه

خیلی حیفه که مشکاتیان و شجریان با هم کار نمی کنند

از اینجا هم می شه این آهنگ رو دانلود کرد

نوشته شده توسط حاج موری در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 22:12 | لینک ثابت |

یک چند ز کودکی به استاد شدیم

یک چند ز استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که در آخر کار

از خاک بر آمدیم و بر خاک شدیم

 

اولین ترمم با تجربه تدریس تموم شد. واقعا تجربه جالبی بود ۳واحد الک ۱ و ۳ واحد هم فیلتر، هفته ای ۱۲ ساعت تدریس

ولی چند تا چیز واسم خیلی جالب بود

۱- * * * * * * * * (به احترام شرایط مرزی)

۲- یه سری از بچه ها تو HW و Quiz جواب سوال رو نوشتند ولی تو پایان ترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک سری دری وری هایی نوشتن که واقعا روان من رو بهم ریختن

۳- سه نفر تو الک ۱ افتادند واقعا خیلی دیگه وضعشون خراب بود من خیلی خواستم که پاس شن ولی خودشون تو برگه شون یه سری فحش هایی نوشتن که ...

وقتی برگشتم دوباره پایان ترم شون رو ببینم که می شه اینها هم پاس شن یا نه

دیدم رو برگه یکیشون با حرص نوشتم که

"مگه دستم بهت نرسه"

دیروز هم بردم نمره هاشون رو تحویل دادم

واسم جالب بود که نمره ها مستقیما باید وارد سایت بشه و بعدش بیچاره ها می تونن اعتراض کنن

نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 20:42 | لینک ثابت |
من اگر کامروا گشتم و مشفق چه عحب

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

چند دقیقه پیش یه مقاله submit کردم به IET Electronic Letters

چاکرتیم داداش دیگه اگه accept شه می شه سومی

اولین باره که تنها submit  می کنم :))))))))))

تازه اینجا یک چیز باحالی که داره اینه که میتونی خودت reviewer پیشنهاد کنی

آقا ما هم نامردی نکردیم زدیم

یحیی رحمت سمیعی، لطف الله شفایی، احمد کیشک، و جناب پر سیمون کیلدال

نه بابا جون اسم بر و بچ رو نزدم که سریع نخونده accept  رو بدن

چهار تا از بهترین و معروفترین و کاردرست ترین آنتن کارهای دنیا هستند

و قابل توجه که یحیی و لطف الله اصلیت ایرانی دارند

پسر خاله شدم

حالا یه روز با این عزیزای دلم رفیق فابریک می شم :)))))))))))))))))))))

خب دیگه خیلی وقت بود مقاله نفرستاده بودیم دپرس بودیم

بریم رو بعدیش کار کنیم

راستی باید کلی از راضیه تشکر کنم که زحمت کشید و کل مقاله رو زیر و رو کرد و اون همه اشکالات گرامری من رو اصلاح کرد

واقعا خیلی شرمنده کرد من رو

خوش به حال بچه های کلاس که امشب که دارم برگه هاشون رو صحیح می کنم تو فضا به سر می برم

واقعا که

چه حالی دارم امشب یه دیوونه ی رسوام

یه سرگردون شهرم یه سرگردون دنیا

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 21:38 | لینک ثابت |



میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود.. از خود
میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: « کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را
بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند
و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و با سوادند، به
کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند
بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواه6د داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا
به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه
مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 12:52 | لینک ثابت |
آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیك دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 12:57 | لینک ثابت |

It's the way that you move, it's the way that you smile,
It's your skin on my skin, it's that look in your eye,
It's the promise of you in the heat of the night,
When you open your door, it's the way that you bring me inside;

I can honestly say I have never before,
Had a feeling so good in my heart,
I can honestly say that I know it for sure,
This is love, this is love, this is love,
And I'm in your world;

It's the rhythm of you with your hips on my hips,
It's the things that you do with your mouth and your lips,
The caress of your hair, and your sensual kiss,
It's the way that we share in the moment that goes on forever;

When we finally fall from this heaven I feel,
I am lost in the light of your heart,
Oh sweet angel, it's shining for you and for me,
This is love, this is love, this is love,
And I'm in your world;

Open your arms, open your arms,
And reach for the wonder in me,
Open your eyes, open your eyes and see;

This is love...

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 15:58 | لینک ثابت |
پرسيدم: چه بياموزم؟
پاسخ آمد: بياموزيد كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقی طول نمی‌كشد ولی برای التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز است.
بياموزيد كه هرگز نمی‌توانيد كسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آينه‌ای از كردار و اخلاق خود شماست.
بياموزيد كه هرگز خود را با ديگران مقايسه نكيند، از آنجايی كه هر يك از شما به تنهايی و بر حسب شايستگي‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار مي‌گيرد.
بياموزيد كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنايند ولیکن شما را همانگونه كه هستيد  دوست دارند.
بياموزيد كه داشتن چيزهاي قيمتی و نفيس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلكه آنچه با ارزش است بودن افراد بيشتر در زندگي شماست.
بياموزيد كه ديگران را در برابر خطا و بی‌مهری كه نسبت به شما روا مي‌دارند مورد بخشش خود قرار دهيد و اين عمل را با ممارست در خود تقويت نماييد.
بياموزيد كه كه دونفر می‌توانند به چيزی يكسان نگاه كنند ولی برداشت آن دو هيچگاه يكسان نخواهد بود.
بياموزيد كه در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش ديگران بسنده نكنید، تنها هنگامی كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشيد.
بياموزيد كه توانگر كسی نيست كه بيشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد.
به خاطر داشته باشيد كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند، مردم اعمال شما را نيز از ياد خواهند برد ولی، هرگز احساس تو را نسبت به خويش از خاطر نخواهند زدود

نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ساعت 2:56 | لینک ثابت |
برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویش مشکل ما

یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 21:53 | لینک ثابت |
شبیه سازی و طراحی انواع آنتنها و مدارات فرکانس بالا پذیرفته می شود.

 Design and simulation of Antennas , Microwave Circuits are acceptable.

شبیه سازی و طراحی انواع آنتنها و مدارات فرکانس بالا پذیرفته می شود.
برای هر پروژه با استفاده از تجربه تیم طراحی، از نرم افزار و مدلهای مناسبی برای شبیه سازی و طراحی استفاده می شود.
برخی از نرم افزارهای مورد استفاده:
Ansoft HFSS11.1
CST Microwave Studio 2008
FEKO 5.2
Advanced Design System 2008
Microwave Office 2006
SuperNEC
لطفا برای پیشنهاد پروژه خود یا گرفتن عنوان پروژه کارشناسی یا کارشناسی ارشد با ایمیل morteza.shahpari@gmail.com یا captan_1361@yahoo.com تماس بگیرید.
با تشکر

نوشته شده توسط حاج موری در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 0:49 | لینک ثابت |
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

محال است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

نوشته شده توسط حاج موری در شنبه بیستم تیر 1388 ساعت 1:25 | لینک ثابت |
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم هیچ

وز حاصل عمر چیست در دستم هیچ

شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ

من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 3:44 | لینک ثابت |

رفتم آموزش گواهی فارغ التحصیلی ام رو بگیرم

دیدم نمره ام کمه

بعد از کلی بدو بدو دیدیم

دکتر حجت و دوستاش نمی دونم به چه سیستمی اشتباه کرده که نیم نمره از تز ما کم کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در هر صورت نمی دونم آخه

هنوز بعد یکی دو هفته با این قضیه کنار نتونستم بیام دپرس می شم یادش می افتم.

 

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 3:34 | لینک ثابت |
نه امیدی، چه امیدی؟ به خدا حیف امید

نه چراغی، چه چراغی چیز خوبی می شه دید

نه سلامی چه سلامی همه خون تشنه ی هم

نه نشاطی چه نشاطی مگه راهش می ده غم

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 16:22 | لینک ثابت |

 

“The scientist describes what is; the engineer creates what never was.”

- Theodore von Karman
 
 

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 21:13 | لینک ثابت |
من ظاهر نيستی و هستی دانم،

من باطن هر فراز و پستی دانم؛

با اين همه از دانش خود شرمم باد،

 گر مرتبهای ورای مستی دانم.

نوشته شده توسط حاج موری در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 2:0 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar