در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند
در را گشودم روی او دیدم که غم در می زند
ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
در را گشودم روی او دیدم که غم در می زند
ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
نوشته شده توسط حاج موری در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 1:56 | لینک ثابت |
ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمی زنه چون زنگهاشو زده
نوشته شده توسط حاج موری در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 2:29 | لینک ثابت |
سال نو مبارک
خیلی وقت بود ننوشته بودم
دیگه آنتن که نشد کلی خورد تو پرم اصلا نمی شد چیزی نوشت لا مذهب هر جا رو هم که نگاه کنی یهدونه موبایل میبینی خب چی میشه رزونانس
خداییش ۱۸۰۰ ها جوابش خوب بود فقط عناصر وسط آرایه کابلشون قطع بود همین باعث شد تا grating lobe به قول یکی از شاگردهای استاد عزیزم دکتر حجت لبهای دلخراش ایجاد بشه و...
۹۰۰ ها هم بیمش چند درجه زیاد بود همین
البته به خاطر کانکتور ها return loss هم خوب نبود
حالا قرار شده یکی دیگه بسازیم بهشون بدیم
هرچی دیدیم و کشیدیم از این برد پوست پیازی بود
۳-۴ روزی که خونه بودم هم داشتم simulation میکردم فکر کنم فقط میشه گفت:
"سال نو آنتن نو"
نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 1:19 | لینک ثابت |

