دیروز چه روز خوبی بود
صبح رفتم کرج استقبال حاجی
به مناسبت و بهانه اومدن حاج محمد خیلی از دوستان عزیز رو دیدم
از ما بهترون :))))))))))))))))))))))))))))))))
و البته رفیق گلم سعید زارع با اون چشمای کورش :)))))))))))))))))))))))))))))))))))
حاج آریا هم که اگه نبینمش مریض می شم
خلاصه اینکه خیلی کارهای خوب خوب (*****)انجام دادیم و جاهای خوب خوب (*****) رفتیم و آدمهای خوب خوب دیدیم و حرفهای خوب خوب زدیم و شنیدیم
ناگفته نمونه دیشب حوالی ساعت 11:30 شب رکورد توقف در اماکن متبرکه شکسته و شدیدآ بهبود داده شد (حاج موری که وقت نداره ولی یکی زحمت بکشه تو کتاب رکورد ها ثبت کنه)
(*****) به منظور سوزوندن افراد ذیل از ارایه تفاسیر مقتضی طفره می رویم
1- اونهایی که می آن ما هم میدونیم که می آن و می خونن ولی نظر نمیدن (البته با توجه به درک شهودی از مدار خودشون میدونن که چه خبر بوده)
2-اون دو تا بی مرامی که دیروز نیومدن
صبح رفتم کرج استقبال حاجی
به مناسبت و بهانه اومدن حاج محمد خیلی از دوستان عزیز رو دیدم
از ما بهترون :))))))))))))))))))))))))))))))))
و البته رفیق گلم سعید زارع با اون چشمای کورش :)))))))))))))))))))))))))))))))))))
حاج آریا هم که اگه نبینمش مریض می شم
خلاصه اینکه خیلی کارهای خوب خوب (*****)انجام دادیم و جاهای خوب خوب (*****) رفتیم و آدمهای خوب خوب دیدیم و حرفهای خوب خوب زدیم و شنیدیم
ناگفته نمونه دیشب حوالی ساعت 11:30 شب رکورد توقف در اماکن متبرکه شکسته و شدیدآ بهبود داده شد (حاج موری که وقت نداره ولی یکی زحمت بکشه تو کتاب رکورد ها ثبت کنه)
(*****) به منظور سوزوندن افراد ذیل از ارایه تفاسیر مقتضی طفره می رویم
1- اونهایی که می آن ما هم میدونیم که می آن و می خونن ولی نظر نمیدن (البته با توجه به درک شهودی از مدار خودشون میدونن که چه خبر بوده)
2-اون دو تا بی مرامی که دیروز نیومدن
نوشته شده توسط حاج موری در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 23:20 | لینک ثابت |
می خواستم رکورد استفاده از دم مسییحایی را تا 7 ساعت متوالی بالا ببرم ولی به سبب حضور شرایط مرزی در الکترومغناطیس، به 5:45 دست یافتم که بازهم شدیدا جای شکرش باقیه (آخرین رکورد ثبت شده در مجامع غیر بین المللی تا قبل از این حدود 4 ساعت می باشد)
نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 23:27 | لینک ثابت |
خرابی و خراباتی همه شب زنده دار امشب
همه عاشق همه مجنون
به مستی بیقرار امشب
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیادش باده مینوشم
که با دردش هم آغوشم
به یک جرعه به صد جرعه
نشد دردش فراموشم
بگو ای مهربون ساقی
به اون نا مهربون یارم
به حق حرمت مستی
بیاد امشب به دیدارم
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
غریبی موند و تنهایی
از این غربت دلم تنگه
بیا ساقی پناهم ده
که سقف آسمون سنگه
مبادا ای رفیق امشب
نگیری ساغر از ساقی
نمیدونی چه کوتاهه
شب مستی و مشتاقی
خدایا درد عشق امشب
تو قلبم آشیون کرده
به می محتاج محتاجم
که می درمون هر درده
آآآ .....
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیادش باده مینوشم
که با دردش هم آغوشم
به یک جرعه به صد جرعه
نشد دردش فراموشم
بگو ای مهربون ساقی
به اون نا مهربون یارم
به حق حرمت مستی
بیاد امشب به دیدارم
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
همه عاشق همه مجنون
به مستی بیقرار امشب
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیادش باده مینوشم
که با دردش هم آغوشم
به یک جرعه به صد جرعه
نشد دردش فراموشم
بگو ای مهربون ساقی
به اون نا مهربون یارم
به حق حرمت مستی
بیاد امشب به دیدارم
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
غریبی موند و تنهایی
از این غربت دلم تنگه
بیا ساقی پناهم ده
که سقف آسمون سنگه
مبادا ای رفیق امشب
نگیری ساغر از ساقی
نمیدونی چه کوتاهه
شب مستی و مشتاقی
خدایا درد عشق امشب
تو قلبم آشیون کرده
به می محتاج محتاجم
که می درمون هر درده
آآآ .....
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیادش باده مینوشم
که با دردش هم آغوشم
به یک جرعه به صد جرعه
نشد دردش فراموشم
بگو ای مهربون ساقی
به اون نا مهربون یارم
به حق حرمت مستی
بیاد امشب به دیدارم
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
بیا ای سوته دل ساقی
به مستی بی ملالم کن
خدایا امشب این می را
حلالم کن حلالم کن
نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 23:40 | لینک ثابت |
لحظه ی دیدار نزدیک است.
باز من دیوانه ام، مستم.
باز می لرزد دلم، دستم.
باز گویی در جهان دیگری هستم...
م. امید
باز من دیوانه ام، مستم.
باز می لرزد دلم، دستم.
باز گویی در جهان دیگری هستم...
م. امید
نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 15:48 | لینک ثابت |
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی است
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
نوشته شده توسط حاج موری در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 22:58 | لینک ثابت |
بس كه ديوار دل من كوتاه است ، هر كه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده ، سركي ميكشد و ميگذرد
نوشته شده توسط حاج موری در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 12:28 | لینک ثابت |
مثل مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
خوش به حال اونهایی که نمی دونن عشق و عاشقی یعنی چی
ولی دل بستن آسونه شقایق
خوش به حال اونهایی که نمی دونن عشق و عاشقی یعنی چی
نوشته شده توسط حاج موری در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 10:53 | لینک ثابت |
دیدی
ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون
بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از
آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
وه از
آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک
من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار
طالع
بی شفقت بین که درین کار چه کرد
برقی
از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که
با خرمن مجنون دل افکار چه کرد
ساقیا
جام میم ده که نگارندۀ غیب
نیست
معلوم که در پردۀ اسرار چه کرد
آنکه
پر نقش زد این دایرۀ مینایی
کس
ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر
عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار
دیرینه ببینید که با یار چه کرد
نوشته شده توسط حاج موری در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 20:25 | لینک ثابت |
گفتمش: دل میخری؟!
پرسید چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود
پرسید چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود
نوشته شده توسط حاج موری در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 14:7 | لینک ثابت |
دلم گرفته
دلم میخواد گریه کنم
یکی امروز اعصابش خورده
چرا باید اعصاب آدمها خورد بشه
شاید باید یه جوری بهش بگم
هان مشو نومید چون واقف نه ای از اسرار غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
دلم میخواد گریه کنم
یکی امروز اعصابش خورده
چرا باید اعصاب آدمها خورد بشه
شاید باید یه جوری بهش بگم
هان مشو نومید چون واقف نه ای از اسرار غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 11:21 | لینک ثابت |
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی باشه مخصوصا واسه اونهایی که دوستشون داریم
دیروز از شمال برگشتم
************************************************
احتمالا امروز یه دو ساعتی جیگر طلا رو می بینم
فکر کنم 3-4 ماهی هست حاجی معبودی رو ندیدم
واقعا به اندازه چند سال حرف دارم واسش
شدیدا واسه حاجی و یکی دو تا دیگه تنگ شده
امیدوارم سال خوبی باشه مخصوصا واسه اونهایی که دوستشون داریم
دیروز از شمال برگشتم
************************************************
احتمالا امروز یه دو ساعتی جیگر طلا رو می بینم
فکر کنم 3-4 ماهی هست حاجی معبودی رو ندیدم
واقعا به اندازه چند سال حرف دارم واسش
شدیدا واسه حاجی و یکی دو تا دیگه تنگ شده
نوشته شده توسط حاج موری در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 11:5 | لینک ثابت |

